فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

23

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

علماء هرات كه در خدمت بودند كسى ظفر بر نقلى صريح كه تشفّى به دو حاصل گردد نيافته بود روزى استدعاء حضور اين فقير حقير فرمودند ، چون بالتثام ساحت اقبال فايز شد ، مجمع علما و اعيان بود و فقير از بحث گذشته غافل بودم . حضرت خليفة الرحمانى فرمودند : هيچ نصّى از كتاب يا سنت در خاطر حاضرست كه دلالت كند بر منع توريث ولد ولد با وجود ولد صلبى ذكر ؟ فقير در بديهه گفتم : بلى فرمودهء « يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ » « 1 » دلالت مىكند بر ثبوت ميراث مر ولد صلبى را چون موجود باشد بدون ولد ولد . سؤال از كيفيت دلالت فرمودند . گفتم : شارع در بيان حكم توريث است و وصيت از براى اولاد فرمود و اطلاق ولد بر ولد صلبى حقيقت است و بر ولد ولد مجاز زيرا كه در ولد ولد توليد واقع نشده كه آن اخراج از صلب يا بطن است و لهذا اگر وقف كند بر اولاد و بگويد « وقفت على اولادى » ولد ولد در و داخل نميگردد باتفاق علما زيرا كه تبادر علامت حقيقت است و متبادر از ولد متولد از كس است . اكنون « يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ » از شارع وارد شده هنگامى كه در صدد بيان حكم ميراث است ، پس وصيت اختصاص يافت بولد صلبى و دخول ولد ولد در ولد يا بقرينه مىبايد و هيچ قرينه موجود نيست پس محمول بر حقيقت باشد و مادام كه ولد صلبى موجود باشد موصى له در حكم ميراث او باشد فقط ، پس ولد ولد با ولد صلبى ميراث نبرد و اين نص صريحست در منع توريث ولد ولد با وجود ولد صلبى . يكى از حاضران گفت : آيت دلالت مىكند بر توريث اولاد ، بنا بر آنكه فرموده [ 10 ر ] وصيت مىكند خداى تعالى از براى اولاد شما . و مراد از اولاد اولاد صلبى است چنانچه مقرر شد ، بنا بر تبادر كه علامت حقيقت است و تقدم حقيقت بر مجاز ، فامّا دلالت بر آن نميكند كه ولد ولد نبرد . فقير گفتم : شما كه بيگانهء زيد باشيد مثلا خارج از اولاد زيديد چه چيز از آيت ميراث دلالت بر آن مىكند كه شما ميراث زيد نبريد ، همان دلالت مىكند بر عدم توريث ولد ولد

--> ( 1 ) - سورة النساء آيهء : 10 .